امتياز عليخان العرشي
119
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )
رسيد . جلد اول آن در مصر در 1959 م در 722 صفحه با تحقيق محمد حميد اللّه چاپ شد و مجلد يازدهم آن در سال 1883 م در فلسطين به طبع رسيد . هدف عمدهء بلاذرى از تأليف اين كتاب ترجمهء بزرگان و سرداران عرب است و لذا آن را از نوح آغاز كرده و به عرب عدنان و بالاترين عمود شجرهء نسب رسول اكرم و به اجداد پايينتر و سپس به ذكر فرزندان ايشان پرداخته است . پس از ذكر تولد رسول اكرم سخن از سقيفه مى راند و آن گاه به ذكر عبد المطلب ، هاشم ، عبد شمس ، مضر . . . و بعد از آن به انساب بنى كنانه بن خزيمه بن مدركه تا ثقيف و قيس بن الياس بن مضر مى پردازد . و گويا قبل از پايان بقيهء قبايل قيس بدرود حيات گفته است و آن را ناتمام گذارده . روش بلاذرى در ذكر اخبار ، ذكر اسانيد و روايات است كه پارهاى از اعلام را به تفصيل ذكر مىكند . در شرح حال حضرت امير المؤمنين ( ع ) و فرزندان بزرگوارش بيش از سيصد صفحه اختصاص داده است . 19 - انساب السمعانى يا كتاب الانساب للسمعانى ( ليدن 1912 م ) : كتابى تاريخى ، از : ابو سعد عبد الكريم بن محمد سمعانى ( 506 - 562 ه . ق ) متولد در مرو ، محدث ، مورخ و از علماى انساب . معروفترين اثرش كتاب الانساب است . كتابى است عظيم در هشت جزء و مشتمل است بر بيش از چهار هزار زندگينامهء بزرگان علم و ادب و دين و بر حسب حروف هجا بر اساس نسبت اشخاص به شهر يا قبيله يا صناعت يا تجارت يا لقب آنها مرتب گرديده و ظاهرا از آنچه كه امروز در دست است مفصلتر بوده . در سال 1912 م با مقدمهء انگليسى به اهتمام مارگليوث با چاپ عكسى در ليدن منتشر شده است . ابن الاثير آن را تلخيص كرده است و ملخص را « اللباب فى تهذيب الانساب » ناميده ، و قسمتى از آن در 1835 م در گوتينگن و تمام آن در 1356 - 57 ه . ق در مصر به طبع رسيده ، سيوطى اللباب را مختصر كرده است و آن را لب اللباب نام نهاده است كه در 1832 م در ليدن منتشر گرديد . تاريخ مرو ، و ذيل تاريخ بغداد خطيب بغدادى از تأليفات سمعانى است . 20 - الاوائل للعسكرى ( رامپور ، خطى ) : حسن بن عبد اللّه بن سهل بن سعيد بن يحيى بن مهران - العسكرى ، ابو هلال ايرانى الاصل : دانشمند و اديب ، شاعر و لغت شناس ، در « عسكر مكرم » ( در اطراف اهواز ) به دنيا آمد و بدان نسبت داده شد . مورخان تاريخ تولد و مرگ او را ننوشتهاند و ياقوت گويد : از تاريخ مرگ او اطلاعى ندارم ، اما در آخر كتاب « الاوائل » كه از تأليفات وى مى باشد چنين نوشته است : « فرغنا من املاء هذا الكتاب يوم الاربعاء لعشر خلت من شعبان سنه 395 ه . » سيوطى گويد : « عسكرى بعد از سال چهارصد درگذشته است » و ابو هلال اندكى پيش از مرگ ابيات زير را انشاء كرده بود : لى خمس و ثمانون سنه * فاذا قدرتها كانت سنة ان عمر المرء ما قد سره * ليس عمر المراء مر الازمنة و اگر فرض كنيم كه ابو هلال در سال 395 ه . يعنى سال تأليف « الاوائل » و يا در چند سال بعد از آن درگذشته باشد بنا بر اين سال تولد او در حدود سالهاى 310 ه . و 320 ه . خواهد بود . و در روى صفحهء پشت جلد كتاب « جمهرة الامثال » ابو هلال كه در 1306 ، در هند چاپ شده است ، تاريخ فوتش را نيز 395 ه . نوشتهاند